نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
42
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
نجم الدين را ولىتراش خواندند چون در غلبات وجد نظر مباركش بهر كه مىافتادى نه تنها آتش به جانش مىزد بلكه به مرتبه ولايت مىرساندش « 1 » چنانچه گفتهاند بازرگانى به قصد تفريح به خانقاه شيخ راه يافت در آن لحظه شيخ را حالتى قوى بود نظرش بر آن بازرگان افتاد و او را به مرتبهء ولايت رساند شيخ از او پرسيد در كدام مملكت زندگى مىكنى ؟ گفت فلان جا ، شيخ وى را اجازه ارشاد نوشت تا در وطن خويش مردم را ارشاد كند « 2 » . شيخ جهان رضى الدين على لالا در ايام سير و سلوك كه به شيراز مىرسد و به نزد شيخ شطاح روزبهان بقلى شيرازى مىرود تا دست ارادت به او دهد و تحت تعليم و تربيتش قرار گيرد ، روزبهان بقلى شيرازى به رضى الدين على لالا مىفرمايد اى كاش حوالت و تربيت و گشايش تو به ما بودى حوالت تو با شيخ جهان نجم الدين كبرى است « 3 » . شيخ كبير فريد الدين عطار نيشابورى كه از بزرگترين پروردههاى
--> ( 1 ) - سفينة الاولياء ص 103 و 104 تاريخ گزيده ص 669 ( 2 ) - مجالس المؤمنين ج 2 ص 71 روضات الجنان و جنات الجنان ج 2 ص 321 و نفحات الانس ص 419 و اصول تصوف ص 302 ( 3 ) - روضات الجنان و جنات الجنان ج 2 ص 305